
اگر خدا از انسان راضی بود و بقیه ناراضی ، انسان برنده است . همه عالم ناراضی باشند و دشنام دهند ولی اگر خدا راضی باشد انسان برنده است . ولی برعکس همه دنیا تعریف کنند اما خدا راضی نباشد ، خسرالدنیا و الاخره . کار برای خدا این نیست که در بستر راحت انسان گاز بدهد و حرکت کند . اگر اینگونه بود که تفکیکی به وجود نمی آمد و معلوم نمی شد که مرد کیست و نامرد کیست .
دکتر احمدی نژاد


و ، صدمیـــــــــــــــــــــــــن سفر ...
























... خسته نباشی ، مرد !
اللهم عجّل لولیک الفرج و العافیة و النصر
الا لعنة الله علی القوم الظالمین
اساساً روزنامه کیهان یک روزنامه شدیداً قبیله گراست . ملاک ِ موضع گیری ، مرزبندی و قضاوت برایش درجه دوری یا نزدیکی مورد ِ مد نظر به باند و قبیله خودشان است نه حق و باطل !
مطلب اخیر این روزنامه در مورد نامه رئیس جمهور به هیئت عالی حل اختلاف هم ، یک مقاله سطحی ، بر اساس فرضهای دروغ و به شدت عقده گشایانه و قبیله گرایانه است . در این مطلب سعی می کنند این نامه را چون منسوب به قبیله شان نیست سراسر سیاه و خلاف قانون تصویر کنند و در مقابل ، عملکرد مجلس را چون خودی ! است ، سفید و قانونی نشان دهند !
در ابتدا و طبق روال همیشهء این روزنامه ، باز تلاش می شود از این موضوع حقوقی و بی ربط هم ، هر طور شده یک داستان تقابل رهبری و رئیس جمهوری بیرون کشیده شود ! لذا بعد از اینکه بخشهایی از نامه انتقادی رئیس جمهور در ابتدای مقاله آورده می شود ، به دنبالش بلافاصله نویسنده این گونه می گوید : " خاطر نشان مي شود لزوم نظارت مجلس بر عملكرد نمايندگان در زمينه سلامت مالي و اقتصادی ، توصيه رهبر معظم انقلاب به مجلس هشتم بود كه با ماه ها تاخير به شكل قانون در آمد . " یعنی این گونه می خواهد القا کند که گویی رئیس جمهور با نفس طرح نظارت بر نمایندگان که خواسته رهبری است ، مخالف است ! چقدر شما بیچاره و عاجزید !
سپس سعی می کند با بافتن یک سری مسائل کاملاً بی ربط و سیاست بازانه ، مانند تشبیه محتوای این نامه به لوایح خاتمی یا وتوی مصوبات ِ مجلس نامیدن آن - که عمق ناآگاهی و بغض نویسنده را نشان می دهد - این را بگوید که کار رئیس جمهور دخالت در کار مجلس و شورای نگهبان بوده و غیر قانونی است ، موضوعی که عمده انتقاد سیاسیون به نامه رئیس جمهور ، همین بود .
اگر رئیس جمهور در مرحله بررسی این طرح در شورای نگهبان ، ورود می کرد شاید بتوان این انتقاد را وارد دانست اما ظاهراً این طرح در شورای نگهبان بر اساس کلیت همان استدلالات رئیس جمهور خلاف چند اصل از قانون اساسی شناخته شده و به مجلس برای اصلاح برگردانده شده و مجلس در یک اقدام شگرف و پارتیزانی !! بدون اصلاح لازم آن را به رئیس جمهور ابلاغ کرده تا طبق اصل ۱۳۲ قانون اساسی آن را امضا و ابلاغ نماید ، طرحی که به علت عدم تایید شورای نگهبان اساساً مصداق قانون نیست . یعنی مجلس از دولت می خواهد پای این کار غیر قانونی امضا بزند و آن را ابلاغ کند . خب هنوز هم می توان گفت این موضوع ربطی به دولت ندارد ؟! یک سر قضیه حالا دولت است . روشن است که دولت با این قانون شکنی مجلس مخالف است و در این زمینه با مجلس اختلاف دارد . چگونه باید این اختلاف را حل کرد ؟ ارجاع کار به هیئت عالی حل اختلاف قانونی ترین راه است . به علاوه رئیس جمهور مسئول صیانت از قانون اساسی است . خلاصه این تکلیف را چگونه باید اعمال کند ؟!
حال ، این موضوع به این روشنی چه ربطی به وتوی مصوبات مجلس توسط دولت یا لوایح خاتمی و دخالت دولت در کار قوا و نهادهای دیگر دارد ؟
چرا به اندازه ای که این روزنامه نگران وتو !؟ مصوبات مجلس توسط دولت است نگران بر عکس این اتفاق نیست مثل وقتی که رئیس مجلس مصوبات دولت را با نامه نگاری به دستگاههای اجرایی شخصاً ابطال می فرمودند !؟ آنجا استقلال قوا خدشه دار نمی شد ؟! چرا آنجا دعوت به وحدت و آشکار نکردن اختلافات میکردند اینجا یقه چاک می کنند برای این همه ! قانون شکنی ِ دولت !؟ اتفاقاً رئیس دیوان عدالت اداری که زیر مجموعه دستگاه قضاست هم حق را به دولت داد .
نظر رئیس جمهور در مورد خدشه به استقلال دستگاه قضا و محاکم توسط این طرح مجلس هم ، همان ایرادات شورای نگهبان است که مجلس آنها را اصلاح نکرد پس گفتن این تعبیرات غیر حقوقی که چون قوانین قضایی در مجلس تصویب می شود پس نمایندگان هم می توانند یک شبه دادگاه اختصاصی برای خودشان راه بیندازند و برای محاکم تعیین تکلیف کنند ، مطمئناً قابل قبول نیست .
در ضمن این نامه رئیس جمهور یک چالش تبلیغاتی نیست . چگونه است که دوستان آقایان می توانند غیر مستند دائماً دولت را به قانون شکنی متهم کرده و با تعابیر سخیف تحقیرش کنند اما رئیس جمهور حق ندارد بعضاً قانون شکنیهای آشکار و مستند اینان را که شورای نگهبان هم به آن اذعان دارد ، اطلاع رسانی کند تا همه بفهمند قانون شکن واقعی کیست ؟ ادعاهای اینها تبلیغاتی است یا سخنان منطقی رئیس جمهور ؟ آیا نگرانی و خشم این جماعت به خاطر آشکار شدن ماهیت واقعی خود و هم قبیله ای هایشان برای مردم نیست ؟
و نیز معلوم نیست این روزنامه تا کی می خواهد برخلاف توصیه های رهبری ای که اینقدر سنگ آن را به سینه می زند افراد را بر اساس اتهامات ِ روی هوا و اثبات نشده محکوم کند آن هم اتهاماتی که اسنادش در انباری همیشه در بستهء روزنامه کیهان باشد !
این مطلب عفو متهمی که جرمش هنوز در دادگاه اثبات نشده و چماق کردنش برای کوبیدن بر سر دولت هم به جوک تلخی تبدیل شده ! آقایان ! همه فهمیدند که رهبری خرابکاری و ظلمتان به آن بنده خدا را جمع کردند پس خجالت بکشید و تمامش کنید و مسئولیت اعمالتان را به عهده بگیرید و اینقدر از ایشان به عنوان سپر بلا و پوشش خرابکاری هایتان استفاده نکنید .
نکات سبک و بی مایه دیگری هم در این مقاله بود که ارزش اشاره هم ندارد .
با این وضعیت قانون گذاری و این عملکردها و این موضع گیریها ، حقیقتاً چه کسانی به تز " قانون چند مَنه ؟ " اعتقاد عملی دارد ؟!
چه دنیای سیاهی دارند این قبیله گرایان بعضاً منافق صفت که همه چیز برایشان به ابزاری برای دنیاطلبی حدکثری تبدیل شده از ارزشها و ولایت گرفته تا مشکلات اقتصادی مردم ، چه دنیای سیاهی !
ان الله یدافع عن الذین آمنوا
مطالب مرتبط :
- نامه رئیس جمهور خطاب به رييس هيات عالي حل اختلاف و تنظيم روابط قوا
- قریب ۷ سال است که دکتر احمدی نژاد زیر حملات تخریبی ِ تبلیغاتی - سیاسی و انواع سنگ اندازیها و آزارها مشغول کار و فعالیت و آباد کردن ایران است و رویه خود را بی توجهی حداکثری به این تخریبها قرار داده تا حتی لحظه ای از فرصت آباد سازی و تلاش ، سوخت نشود .
در کمال تاسف به خاطر سیطره نگاه قبیله گرایانه و بعضاً منافقانه بر برخی دستگاهها و افراد ، نه به شکل قانونی با این حرمت شکنیها برخورد می شود - اگر خود این مسئولین آتش بیار معرکه نباشند ! - و نه حتی ناصحی پیدا می شود که انتقاد محکمی از این وضعیت کند . می شود گفت این وضعیت دیگر عادی شده و اتفاقاً برعکس ، حمایت از رئیس جمهور است که هزینه پیدا کرده و حتی ممکن است کار به جاهای باریک هم بکشد !
- کمتر سخنرانی و اظهار فضلی از رؤسای دو قوه و منصوبینشان در قوای مربوطه دیده می شود که در آن نیش و کنایه و اتهامی به دولت و رئیس جمهور بسته نشود . نیازی به شرح عملکرد مجلس در مسابقه برای لجن مال کردن دولت نیست . آنقدر اوضاع افتضاح شد که آقایان موفق ! به کسب نشان شماره یک رذالت شدند ! وضع قوه دیگر هم بهتر از این نیست . خلاصه اغراق نیست اگر گفته شود این امر به روال کاری این دو تبدیل شده . هیچ کس هم نگران نمی شود که مثلاً سران قوا نباید اختلافاتشان را علنی کنند ، رهبری چنین و چنان توصیه هایی داشته ، دشمنان از دیدن این وضعیت شادمان می شوند ، قوا باید با هم متحد باشند ، اصلاً ! فقط سکوت است و سکوت ! بلکه دمیدن به این آتش !
اما خدا نکند که بالاخره رئیس جمهور یک پاسخ جمع و جور و روشنگری به بخشی از این حجم از اتهامات بدهد مثل مورد اجلاس ارتقاء سلامت نظام اداری ، ناگهان همه ساکتین ِ دیروز ، دغدغه مند ِ علنی نشدن ِ اختلافات سران قوا می شوند ! برخی روزنامه های پر ادعای دروغگو تیتر یک خود را به این موضوع اختصاص می دهند و توصیه پشت سر توصیه . خبرگزاریهای معلوم الحال شروع می کنند به مصاحبه گیری و سفارش به اینکه آقا ! اصلاً خوب نیست اختلافات علنی شود ها ! بعضی ائمه جمعه هم به دنبالشان ! در واکنش به بخشنامه رئیس جمهور برای جلوگیری از قانون شکنیهای برخی ! یکی گفته رئیس جمهور حریم مجلس را حفظ کند ! اصلاً یادم نمی آید این افراد و رسانه های زنجیره ای موقعی که به عنوان نمونه مجلس آن نشان رذالت را دشت کرد کجا بودند ؟ این همه دغدغه کجا بود؟
آیا جز این است که این جماعت ، حقیقتاً نگران علنی شدن اختلافات نیستند بلکه خود به عنوان آتش بیاران همیشگی معرکه ها ، نگرانند پاسخها و عملکرد روشنگر رئیس جمهور گوشه ای از کمالات ! بلکه ماهیت واقعی هم قبیله ای هایشان را برای ملت آشکار کند . جز این است که اینها تمایل دارند یک طرفه بتازند و حریفشان نقش کیسه بوکس را بازی کند و هیچ عکس العملی نداشته باشد تا آنها احساس کنند خیلی نیرومندند !؟ تا ملت متوجه نشود چقدر چنته شان از حق و منطق خالی است و پهلوان پنبه ای بیش نیستند !؟
اف بر این همه ناجوانمردی ! اگر قرار به حفظ وحدت و علنی نشدن اختلافات است همه و هر سه رئیس قوه باید با هم ، عامل به این امر و توصیه باشند . نمی شود که یک طرف ، طرف دیگر را زیر تخریب و سیاه نمایی و سنگ اندازی له کند و طرف دیگر فقط تماشاچی باشد و بگوید من خیلی اهل وحدتم و چیزی نمی گویم !! این امر پذیرش ظلم است و باعث جری شدن ظالم می شود و ممکن است برخی تصور کنند واقعا حق با ظالم است . هر چند حجم پاسخهای رئیس جمهور اصلاً با این موج تخریب برابری نمیکند و می شود گفت ایشان بنا به مصالح بزرگتر و از دست ندادن فرصت خدمت رسانی سکوت کرده اما دیگر نمی شود توقع داشت که مطلق خفه شود !
- یک نمونه جالب ! و البته قدیمی از این سنخ ناجوانمردیها که نشان می دهد درد این جماعت قبیله گرای دنیا طلب اصلاً این چیزهایی که می گویند نیست ، نامه ای بود که رئیس جمهور به صورت غیر رسمی و غیر رسانه ای برای مجلس فرستاد تا تذکر قانون اساسی دهد که خارج کردن بانک مرکزی از حاکمیت دولت ، تغییر قانون اساسی با قانون گذاری عادی است و این خلاف قانون است و سوال کند از چرایی دور زدن فرمان رهبری در مجمع با همراهی آقایان اخویها !
این نامه توسط خود مجلس و از طریق خبرگزاری فارس رسانه ای شد . بعد از آن مشابه همین موجی که یک هفته پیش دغدغه مندان ِ آشکار نشدن اختلافات ! به وجود آوردند ، ایجاد شد . باز همان روزنامه خاص مقاله ای نوشت و با پررویی رئیس جمهور را متهم کرد که تو چرا اختلافات را علنی می کنی و مقابل توصیه های رهبری می ایستی !؟ و یا باز هم آقای خاتمی در نماز جمعه تلویحاً از رئیس جمهور انتقاد کرد که نباید وحدت را به هم زد . هیچ کس به روی خود نیاورد که این کار را دوستانشان در مجلس انجام دادند نه دولت !؟ و جالبتر اینکه هیچ اشاره ای به قانون شکنیهای بزرگ مجلس در تغییر قانون اساسی و از آن جالبتر دور زدن فرمان رهبر در مجمع نکردند ؟ این جماعتی که مُهر تایید ولایت مداری افراد باید به دست اینها زده شود تا ولایت مداریشان تایید گردد و رسمیت یابد ، این بی ولایتی آشکار دوستان ! را اصلاً به روی مبارکشان نیاوردند ! به همین راحتی !
- به هر حال این بازی جدید هم تقریباً فروکش کرده و آن دو ، با فراق بال ، باز مشغول نوازش ! دولتند و دغدغه مندان گرامی هم ساکت !
- اینها که برای پوشیده ماندن ماهیت واقعی خود و ادامه دنیاطلبی هایشان تحمل حرف حقی را ندارند ، این چنین افتاده اند به خفه کردن صدای حق گویان ، از خود رئیس جمهور گرفته تا وبلاگها و سایتهای فسقلی !
اگر ما را هم ندیدید ، خدا بیامرزدمان !
در همین رابطه :
- در قرآن آمده است که هرگاه دیدید مردم به سمت شما می آیند و فوج فوج دل ها را صید می کنید و اعتمادها را جلب می کنید باید احساس موفقیت داشته باشید چرا که هیچ فتحی مثل فتح دل ها نیست و فتوحات ظاهری ارزشی ندارد .
( خب پس روشن شد که فتح قلوب و دلها آن هم از نوع فوج فوجش ، فتحی والاتر از فتوحات ظاهری و مادی و نشان موفقیت است چون در این نزدیک ۷ سال با اینکه رئیس جمهور در سفرهای استانی و یا در سفرهای خارجی مثل لبنان با استقبالهای پرشکوهی مواجه می شد کمتر کسی چنین تعابیری به کار می برد ، یا سکوت میکردند و یا برای این استقبالها هزار توجیه و صاحب می تراشیدند تا بگویند این فتح قلوب ، ربطی به رئیس جمهور ندارد ، مبادا ایشان احساس موفقیت کنند ! راستی آن سفر عزتمند رئیس جمهور به نیویورک از خالی کردن آب و گل و لای از مترو ، ارزش و اهمیتش کمتر بود که در نماز جمعه کوچکترین اشاره ای به آن نشد ؟! )
- شما نشان دادید که دلسوز مردم هستید و شب و روز نشناختید ، این کار یک پیروزی و مدال افتخار است که گوارایتان باد .
( دو سه روز نخوابیدن - به ادعای آقایان - شایسته اینهمه نشان لیاقت و افتخار است ؟ بسیار خوب ! ۷سال شب و روز نداشتن در حد بیمار شدن حتی با وجود نقصها و مشکلات ، ارزش اشاره ای و تشکری را ندارد بلکه لابه لای سخنان باید دائم نیش و کنایه و تحقیر بار آن بیچاره کرد ؟! )
- شما در جبهه های جنگ کم نگذاشتید ، در حماسه های حضور و دفاع از ولایت کم نگذاشتید ، در خنثی کردن توطئه ها و فتنه های جدید و قدیم کوتاه نیامدید ، شما زیر پرچم حضرت علی(ع) و اهل بیت هستید ، از طرفداران فاطمه (س) و تا ظهور حضرت مهدی(عج) حول سنگر نیابت ایشان که سنگر رهبری و مرجعیت است می چرخید و با تمام وجود از آن دفاع می کنید .
وی ادامه داد: من به شما با یک قداست و تقدیس نگاه می کنم و خاک پای شما را تبرک می دانم که این همه بی شائبه در خدمت نظام هستید . با این گرانی و با این مشکلات و با این ندانم کاری برخی مسئولین ، شما حضورتان هر روز بیشتر و عمیق تر و بصیرتتان مثال زدنی تر است .
( این بخش از سخنان چنان کوبنده ! و تاثیر گذار ! است که پشت آدم را می لرزاند ! و دهان را می بندد! و انسان را وادار می کند به تعظیم در برابر این همه ! ولایتمداری آقایان و خنثی کردن توطئه ها و مقابله با فتنه های جدید و قدیم توسط اینان ! و ایضاً تبرک به ...
و چه خدمات بی شائبه ای در کنار بی مسئولیتی برخی ! اصلاً هم لازم نیست به روی خود بیاوریم که عامل بخشی از شروع بازی گرانی ارز و سکه و به دنبالش گرانی بعضی از اقلام ، ورود زیر مجموعه هایی از شهرداری به بازار و خریدهای کلان ِ میلیاردی ِ سکه و شمش طلا بود . وزیر اطلاعات که اشاره به عملکرد بعضی از خودیها !؟ کرد .
و یک نکته : جالبست ایشان به موازات رهبری ، مرجعیت را قرار می دهند ، گویی دو جایگاه رهبری داریم . ظاهراً که باید مراجع در امور حکومتی تابع ولی فقیه باشند . )
- در این جمع باید به یک مساله اشاره کنیم و آن اینکه دعا را از حضرت زهرا (س) یاد بگیریم . درهای بسته ای که دست دولت نمی تواند باز کند ، دست مسئولین نمی تواند باز کند ، دعای شما باز می کند . دل شکسته شما باز می کند . وقتی دل بشکند خدا در آن دل است و خدا همه مشکلات را حل می کند .
دعا کاری می کند که اتم نمی کند ، دعا کاری می کند که هیچ امکانات سازندگی نمی کند . دعای شما پشت سر مسئولیتتان باشد و برای افشای خیانت هایی که احیانا در دستگاه های ما هست و چوب لای چرخ می گذارند و روند سرعت خدمت به مردم را کند می کند و مساله تولید و رونق اقتصادی را کمرنگ می کند ، آه شما باید تصفیه کند و خدمت گزاران خالص بمانند و آنهایی که به عنوان خادم خیانت می کنند، سطحشان مشخص شود و گورشان را گم کنند .
( جل الخالق ! که از توصیه به دعا و بیان مراتب و ارزشهای آن هم راهی پیدا می کنند برای تحقیر و تخریب دولت ! دولت و رئیس جمهوری که اگر اهل توکل و دعا و توسل به ائمه (ع ) نبود امکان نداشت که بتواند این مسیر حقیقتاً دشوار و سخت ۷ ساله را اینگونه با موفقیت بپیماید . آقایان شهرداری اگر دل شکسته ای دارند و دعای مستجابی ، یک فکری به حال مشکلات و گره های کاری خودشان بکنند تا مجبور نشوند هر بار برای توجیه آن متوسل به شلوغ بازیهای تبلیغاتی شده و آن را گردن این و آن بیندازند .
در این دنیای وارونه وقتی ساکتین فتنه ، ولایتمدار و با بصیرت و خنثی کننده فتنه های جدید و قدیم می شوند باید هم خادمین ، خائن شناخته شوند و گورشان را گم کنند ! )
العزه لللّه و لرسوله و للمومنین
در حاشیه :
۱) یکی از سایتها گفته مخاطب این تعاریف بسیجیهای حاضر در محل بودند . خب آقای شهردار و تیم و همکارانش با سوابق و عملکرد ِ مشخص ِ خود هم که در این جمع بودند . یعنی سخنران وقتی خطاب به جمع می گوید شما چنین و چنان هستید ، آقای شهردار را فاکتور گرفته و گفته مخاطبم فلان بخش از حضار هستند نه بقیه ، بقیه اصلاً این طور نیستند !؟
۲) بعد از چند روز دفتر ایشان توضیح دادند که مخاطب بخش تعریفها مردم تهران بودند !!
بر اساس لایحه بودجه سال 1391 تقدیمی به مجلس شورای اسلامی ، قرار است بار مالی ناشی از زیان سازمان صدا و سیما که میبایست از محل بودجه عمومی دولت تأمين شود ، (مجموع اعتبارات هزینهای و تملک دارایی سرمایهای سازمان صدا و سیما) به 8/993 میلیارد تومان افزایش پیدا کند که نسبت به رقم 4/689 میلیارد تومانی قانون بودجه سال 1390، رشد 44 درصدی دارد !
سايت خبري بولتن در اينباره نوشت : همچنین بررسی درآمد هزینه سازمان صدا و سیما برابر قوانین بودجه نشاندهنده آن است که این سازمان انحصارگر و زیانده طی 6 سال 1384 تا 1389 چیزی بالغ بر 2 هزار و 840 میلیارد تومان از زیان خود را از محل بودجه عمومی دولت تأمين اعتبار کرده است که با احتساب 689 میلیارد تومان سال 1390 و 993 میلیارد تومان سال 1391، رقمی بالغ بر 4 هزار و 522 میلیارد تومان را در بر میگیرد . یعنی چیزی حدود 4 هزار و 522 میلیارد تومان زیان طی 8 سال !
حال با در نظر گرفتن این که برای ساخت یك پالایشگاه ۱۰۰ هزار بشكهای به حدود 2 هزار میلیارد تومان سرمایه نیاز است ، میتوانیم نتیجه بگیریم که طی هشت سال ، خسارت وارده از سوی سازمان صدا و سیما به اقتصاد کشور چقدر بوده است . البته این خسارت غیر از سودی است که از کنار ساخت دو پالایشگاه فوقالذکر نصیب کشور میشد و سالیان دراز هم میتوانست تداوم پیدا کند. به طور مثال در تیرماه 1388 میزان درآمد شرکت پالایش اصفهان با تقریباً 400 هزار بشکه ظرفیت پالایش روزانه چیزی حدود 11 هزار و 500 میلیارد تومان اعلام شده و سود ناخالص آن 9 هزار میلیارد تومان بوده است!
به واقع اگر صدا و سیمای ما در دست بخش خصوصی بود و بی خیال برنامههای بسیار فرهنگی و جذاب و مشتریکش آن میشدیم ، با یک حساب دو دو تا چهارتا دولت نه تنها میتوانست با پولی که از بیتالمال و بودجه عمومی بابت جبران زیان صدا و سیما در طی 8 سال گذشته پرداخت کرده است (4 هزار و 522 میلیارد تومان) ، دو پالایشگاه با ظرفیت هر یک به میزان یکصد هزار بشکه در روز احداث نماید بلکه از محل پالایش 200 هزار بشکه در روز قادر بود درآمدی نزدیک به 6 هزار میلیارد تومان یا سود ناخالصی برابر 4 هزار و 500 میلیارد تومان را سالانه نصیب کشور نماید .
حال سؤال اینجا است که چرا ما همچنان به سازمانی که نه در فرهنگسازی و نه در جذب مخاطبان خاص و عام موفق بوده و همچنین همواره زیانده است و از بیتالمال ارتزاق میکند ، اطمینان کرده و بازار انحصاریای را که برای آن ایجاد شده است ، تعديل نميكنيم ؟ آیا بهتر نیست سازمان صدا و سیما کمی بیشتر به مسائل مدیریتی و برنامهریزی خود بیندیشد و مسئولین امر هم راه و چارهای درست برای این سازمان درهم پیچیده بیندیشند . شاید صدا و سیمای ایران هم بتواند در آینده به جمع هزاران شبکه کوچک و بزرگ تلویزیونی و رادیویی سودده جهان که از قوانین انحصاری هم برخوردار نیستند ، پیوسته و قادر شود بخش مهمی از مخاطبان داخلی را از جلوی ماهوارهها جمع کند .
۰ هان ! سوگند به خدا ! اگر حق را برای اهلش وا می گذاشتند و پیرو خاندان پیامبر خدا می شدند ، هیچ گاه دو تن اختلاف نمی کردند و این حکومت نسل به نسل ، میان اهلش می گشت و آیندگان از گذشتگان به ارث می بردند تا قائم ما که نهمین فرزند از نسل حسین (ع) است ، قیام کند . اما پیش داشتند ، آن را که خدا پس زده بود و پس داشتند ، آن را که خدا پیش داشته بود تا آنگاه که پیامبر (ص) را در گور نهادند و به گودال قبر سپردند ، به دلخواه خود کسی را برگزیدند و به رای خویش عمل کردند . مرگشان باد !
مگر سخن خدا را نشنیدند که گوید : " و ربک یخلق ما یشاء و یختار ما کان لهم الخیره "
( و پروردگار توست که می آفریند و برمی گزیند آنچه خواهد ، آنان را ( حق ) گزینش نیست ) ؟ چرا ، شنیدند ، اما کوردلند ، چنانچه خدای سبحان فرموده : " فانها لا تعمی الابصار ولکن تعمی القلوب التی فی الصدور "
( دیده ها کور نیست بلکه دلهایی که در سینه هاست کور است . )
۰ پس خداي بزرگ ايمان را براي پاک کردن شما از شرک و نماز را براي پاک نمودن شما از تکبّر و زکات را براي تزکيه نفس و افزايش روزي و روزه را براي تثبيت اخلاص و حج را براي استحکام دين و عدالتورزی را براي التيام قلبها و اطاعت ما خاندان را براي نظم يافتن ملتها و امامتمان را براي رهايی از تفرقه و جهاد را برای عزت اسلام و صبر را برای کمک در بدست آوردن پاداش ، قرار داد .
۰ بجان خودم سوگند ! نطفه اين فساد بسته شد . در انتظار باشيد تا اين مرض فساد در پيکر جامعه منتشر شود . آنگاه از پستان شير ، خون تازه و زهری هلاک کننده بدوشيد . در اينجاست که ره پيمايان ِ راه باطل ، زيانکار شده و آيندگان ، عاقبت اعمال گذشتگان را می يابند . آنگاه جانتان با دنيايتان و قلبتان با فتنه ها ، آرام مي گيرد و بشارت باد شما را به شمشيرهای کشيده و حمله متجاوز ستمکار و به هرج و مرج عمومی و استبداد زورگويان ، که حقوقتان را اندک داده و اجتماع شما را بوسيله شمشيرهايش درو خواهد کرد . پس حسرت بر شما باد که کارتان به کجا می رسد . آيا من می توانم شما را به کاری وا دارم که از آن روی گردانيد ؟
بخشی هایی از خطبه حضرت زهرا (س)
علی (ع) همیشه هم جاذبه داشته است هم دافعه . مخصوصاً در دوره اسلام ، از اول گروهی را می بینیم که به گرد علی (ع) بیشتر می چرخند و گروهی دیگر را می بینیم که با او چندان میانه خوبی ندارند و احیاناً از وجود او رنج می برند .
ولی دوران خلافت علی (ع) و همچنین دوره های بعد از وفاتش ، یعنی دوران ظهور تاریخی علی(ع) ، دوره تجلی بیشتر جاذبه و دافعه او است . به همان نسبت که قبل از خلافت تماسش با اجتماع کمتر بود تجلی جاذبه و دافعه اش کمتر بود .
علی (ع) مردی دشمن ساز و ناراضی ساز بود . این یکی دیگر از افتخارات بزرگ او است .
هر آدم مسلکی و هدفدار و مبارز و مخصوصاً انقلابی که در پی عملی ساختن هدفهای مقدس خویش است و مصداق قول خداست که « یُجاهدون فی سبیل الله و لا یَخافون لَومة لائِم » (در راه خدا مجاهده می کنند و از سرزنش سزنشگری بیم نمی کنند) دشمن ساز و ناراضی درست کن است . لهذا دشمنانش مخصوصاً در زمان خودش اگر از دوستانش بیشتر نبوده اند کمتر هم نبوده و نیستند .
اگر شخصیت علی (ع) امروز تحریف نشود و همچنانکه بوده ارائه داده شود بسیاری از مدعیان دوستیش در ردیف دشمنانش قرار خواهند گرفت .
کتاب جاذبه و دافعه علی علیه السلام نوشته شهید مطهری
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
¤ کاملتر این مطلب را قبلاً هم اینجا گذاشته بودم . بازنشرش خالی از فایده نیست .
۰ از حکمتهای غیبت امام و طولانی شدن آن را امتحان مومنین و شیعیان ذکر کرده اند تا درجه و مرتبه ایمان ، اخلاص ، صبر و استقامت آنها آشکار شود و صفها کاملاً از هم جدا گردد چنانچه در احادیث ذکر شده که غیبت امام (عج) به قدری طولانی می شود که برای بسیاری از شیعیانی که دارای نفاق هستند تردید حاصل می شود و مؤمنان خالص از دیگران جدا می گردند و یا اینکه : ناگزیر برای صاحب الامر غیبتی خواهد بود ، به طوری که صاحب هر عقیده باطلی ، در مورد آن حضرت دچار شک و تردید می شود .
ظهور خاصیت عجیب ِ غربال گری ِ غیبت در طول تاریخ ِ انبیا و اولیاء ، نمونه های دیگری هم دارد مثل طولانی شدن حضور موسی کلیم الله (ع) در کوه طور و به دنبال آن استفاده منافقین قوم از این تاخیر و به گمراهی و بت پرستی کشاندن اکثریتی از بنی اسرائیل که ایمان در قلبهایشان رسوخ نکرده بود .
۰ در مورد علت یک هفته عدم حضور رئیس جمهور بسیار گفته اند و بافته اند اما در مورد آثار و نتایج غریب این واقعه ، کمتر ؛ بلکه سخنی به میان نیامده . آثار و نتایجی که با دلایل ساخته شده برای این عدم حضور ، سنخیت ندارد بدین معنا که چنین نتایجی نمی تواند حاصل اتفاقی با این دلایل ادعا شده ، باشد . کسی سعی نکرد از روی آثار این رویداد ، پی به ماهیت علت آن ببرد .
بزرگترین پیامد این واقعه ، تغییر جبهه بندیها و جابه جایی صفها بود که شدت و عمق آن در طول این سالها نادر و عجیب می نمود . بهانه این تغییرات ، حمایت از ولیّ بود اما جنس و شکل این دفاع چیز دیگری را می گفت . این دفاع و حمایت ِ ادعایی ، اصلاً ولایی نبود ، از جنس ظلم بود ، بر پایه ایراد اتهامات اثبات نشده و غیر اخلاقی و غیر عقلانی بلکه خلاف صریح بیانات خود ولیّ و شنیده ها و شایعات بود ! بر پایه دروغ پراکنی ، توهین و حرمت شکنی ، از تریبونهای عمومی و منابر بود . با ظلم که نمی شود از حق دفاع کرد . چگونه می شود باور کرد مدافعین با این جنس از ابزار ، قصد دفاع از ولایت که از جنس نور است را داشته اند ؟! علت این حمایت ( بخوانید هجوم ) باید از سنخ ِ ماهیت این حمله و هجوم باشد یعنی از سنخ ظلم و سیاهی .
ازماهیت و شکل این هجوم این گونه دریافت می شود که گویی این حمله بیشتر به یک عملیات اعتبار زدایی و بی حیثیت کردن ِ عدالت طلبان برای حذف همیشه شان از صحنه مدیریت به جرم تنگ کردن دنیای مدافعان دروغین ولایت ، شباهت داشت تا دفاع از ولایت ، به تخلیه بغضهای بدری و خیبری می ماند به بهانه حمایت از ولیّ و در اصل به خاطر ضرباتی که از عدالت در طول این سالها خورده بودند و حالا بستر بروز آن فراهم شده بود .
پس هرکس بغض و کینه ای داشت وارد صحنه شد ، تا دیگر اثری نماند از اینان ، بی خردها هم به دنبالشان و نقطه عجیب بلکه اوج ماجرا اینجا بود : چه کسانی که وارد این صحنه کارزار ظالمانه نشدند !! در مراتب و از اصناف مختلف ورود کردند . یکی نیزه می زد دیگری خنجر ، یکی تیر یکی سنگ ، دیگری لگدی حواله می کرد ، بعضی هم نظاره گر بودند و ساکت . به قدری صفها از عمق به هم ریخت و جبهه بندیهای عجیبی شکل گرفت که به گمانم تاکنون سابقه نداشته مدافعان دروغین یا نادان ولایت ( که در عمل دیگر با هم تفاوتی نمیکند ) و مدعیان دینمداری و انقلابیگری با فتنه گران و دنیاطلبان سابقه دار به صف بندی مشترک رسیده باشند و همزمان دشمنان خارجی با لبخندی رذیلانه و رضایت مندانه نظاره گر این صف بندیهای جدید در تقابل با جبهه عدالت باشند .
حال ، عدم حضوری که اینچنین خاصیت غربالگری ای داشت و باعث رتبه بندی ِ ایمانی ِ دوبارهء مدعیان بلکه همه حاضرین صحنه نبرد از دو جبهه شد ، می تواند ماهیتی قدرت طلبانه و دنیایی و در تقابل با ولایت داشته باشد ؟! هرگز . دلیل این عدم حضور هر چه بود از جنس نفسانیات نبود ، از جنس حقیقت بود و در خط ولایت و گرنه این خاصیت غربالگری ، ظهور نمی کرد .
« دكتر عزيز! منتظران موعود ، الفتي ديرينه و ناخواسته با "غيبت" مولاي خويش دارند و اگرچه صبح و شام ظهورش را مي طلبند اما دريافته اند "سرّ غيبت" ، غربال ِ غربال شدگان و خلوص پس از خلوص مدعيان ياوري امام مهدي عجل الله فرجه و بر هم زن نقشه های جبهه كفر و نفاق و دورخيز براي فتح آخرين اردوگاه دشمن است . » (۱)
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
۱) این پاراگراف آخر بخشی از مقاله ای است که سایت ابصار تنها سایت مدافع عدالت طلبان در آن روزها منتشر کرد .
۲ ) آوردن نمونه هایی از آثار غیبت معصومین برای روشن کردن جنس و خط ماجرا بود نه خدای ناکرده برای تشبیه اشخاصی به معصومین .
سفرهای استانی رئیس جمهور در سال جدید ، این هفته با سفر به استان هرمزگان آغاز می شود . به این بهانه خاطره ای که رئیس جمهور از شروع این سفرها و نظر برخی از دولتیهای آن روزها و مدعیان انحراف یابی ِ امروز درباره سفرهای استانی تعریف کرده ، در ادامه آورده می شود : ( سخنرانی رئیس جمهور + فایل صوتی )
خب ، تو انتخابات ما گفتیم ما دولت را می بریم تو استانها . یادمه جلسه اولی که تو دولت گفتیم خب هفته دیگه کجا بریم ، هماهنگی هاشو انجام بدیم و سازماندهی ، بعضی ها گفتند آقا ! جدی جدی می خواهید برید ؟ گفتم نخیر ، شوخی شوخی می خواهیم بریم ! گفتن مگه می شه ؟ اصلاً این یک اردو کشی بزرگه ، مگه می شه چنین کاری کرد ؟ گفتیم آقا ! چرا نمی شه ، خب انجام بدیم راهش هم پیدا می شه ، باز می شه . بعضیها به شدت مخالفت [ کردند ] دیگه اون آخر کار دیدن نه دیگه استدلال محکمه ، ایستادم من پاش ، گفتند آقا ! - بعضی دوستان تو دولت بودن ، یادشونه - گفتند حالا این یک دفعه را بریم ، یکی دو دفعه بریم ، دیگه تو هم خسته می شی ! حالا اونا رفتن بعداً از دولت بیرون و حسّابی شدن سوپر انقلابـــــی ، شدن ضد ما ! مهم نیست ...
حالا الان سفر چندم بود این هفته رفته بودیم آقای ... ؟ سفر نود و هفتم ...
به دنبال در دستور کار قرار گرفتن استیضاح وزیر کار ، یکی از عوامل طراحی این بازی سیاسی که شدیداً هم مبتلا به امراض قلبی و اخلاقی است افاضه فرمودند که در صورت عدم استعفا و یا برکناری مرتضوی وی را به سرنوشت کردان دچار می کنند !
آنچه در ذیل آمده ، بخشی از سخنان رهبری بعد از ماجرای سیاهی است که این اصولگرایان حریص قدرت طلب در مجلس برای مرحوم کردان آفریدند که البته با همراهی و کف و هورای هم قبیله ای هایشان در بیرون مجلس روبرو شد :
« البته بنده عقيده ندارم كه ما بايد بيرونمان را درست كنيم ، درونمان هرچه بود ، بود ؛ نه . من بِجد اعتقاد دارم كه اولين وظيفه و دستور ما اين است كه خودمان را اصلاح كنيم ؛ چه داخل قلب خودمان و درون خودمان را ، چه داخل كشور خودمان را.
داخل كشور خودمان را هم بايد خودمان اصلاح كنيم . ملت ما ملت مؤمن و با عزم و ارادهاى است ، ملت آمادهاى است ، ملت صادقى است ؛ اما در گوشه و كنار افرادى ، جريانهائى ، مجموعههائى به اسمهاى مختلفِ نخبگان سياسى و غير اينها ، فضاى جامعه را مشوش میكنند ، فضاى جامعه را از صفا و صداقت تهى میكنند ، مردم را دچار اغتشاش ذهنى ، دچار ترديد میكنند.
اين ملت همان ملتى است كه اين انقلاب عظيم را به پيروزى رسانده ، اين نظام مستحكم و باعظمت را شالودهريزى كرده و سى سال با قدرت ، او را حفظ كرده . اين آنچنان ملتى است ، اين آنچنان ايمانى است ، اين آنچنان عزم راسخى است .
اين دستاوردها كه مفت به دست نمىآيد . تا ملتى فداكار نباشد ، تا ملتى بااراده و مصمم نباشد ، كه اين چيزها به دست نمىآيد . ما بيائيم به خاطر دشمنى با زيد و عمرو و اين دولت و آن دولت و مسئولين اجرائى يا مسئولين كذا و كذا ، اصل نظام را زير سؤال ببريم ؛ سياهنمائى كنيم ! كارى كه متأسفانه بعضى از نخبگان سياسى ميكنند .
فضاى تبليغاتى كشور ، فضاى مطبوعاتى كشور ، فضاى تبليغات سياسى كشور به هيچ وجه فضاى خرسند كنندهاى نيست . ما بايستى از اسلام براى عمل خودمان ، براى رفتارهاى خودمان ، براى موضعگيرىهاى خودمان درس بگيريم و بدانيم بقاى نظام اسلامى ، بركات الهى ، تفضلات و رحمت الهى تا وقتى است كه ما پايبند و مقيد باشيم . خدا كه با ما قوم و خويشى ندارد . بارها من عرض كردهام بنىاسرائيل همان كسانى هستند كه خداى متعال در قرآن مكرر ميفرمايد : «اذكروا نعمتى الّتى انعمت عليكم و انّى فضّلتكم على العالمين» . خدا بنىاسرائيل را بر عالمين تفضيل داد ؛ اما همين بنىاسرائيل به خاطر اينكه لوس شدند ، قدر نعمت خدا را ندانستند و كفران كردند ، «كونوا قِردة خاسئين» ( بوزینگان مطرود باشید ) ، «ضُربت عليهم الذّلّة و المَسكنة» ( دچار خواری و ناداری شدند ) ؛ تبديل شدند به اين .
وقتى رحمت الهى براى ما پيش خواهد آمد كه مواظب و مراقب خودمان باشيم ؛ مراقب حرف زدنمان ، مراقب اقدام كردنمان ، مراقب تبليغاتمان . اين فضاى بى بند و بارى در حرف زدن ، در اظهارات عليه دولت ، عليه كى به خاطر اغراض ، اينها چيزهائى نيست كه خداى متعال از اينها بهآسانى بگذرد . آن وقت كسانى خطا ميكنند ، خداى متعال «و اتّقوا فتنة لا تصيبنّ الّذين ظلموا منكم خاصّة» ( و از فتنه ای که فقط به ستمکارانتان نمی رسد ، پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر می دهد ) ؛ بله اينجورى است . بعضى از ظلمها ، بعضى از كارها هست كه نتيجه و اثر آن دامن همه ، نه فقط دامن آن ظالم را ميگيرد ؛ بر اثر رفتار يك عدهاى كه در گفتار خودشان ، در عمل خودشان ، در قضاوت خودشان ظلم ميكنند . بايد مراقب اين چيزها بود . »
یادآوری این بیانات برای این بود که ماهیت عملکرد و مرتبه این قبیل افراد روشن شود نه اینکه امید تاثیری باشد ، هرگز ! اینها خیلی وقت است که نشان داده اند ولیّ آنها دنیا و نفسانیاتشان است و وقعی به توصیه هایی که با منافعشان در تضاد باشد ، نمی گذارند .
بخشی از سخنان رئیس جمهور در مراسم افتتاح سامانه ملی قوانين و مقررات جمهوری اسلامی :
۰ يكي از همين قوانين كه تصويب شد و بعد من گفتم اين اشكال دارد كه دعوا شد و به جای اينكه ما تذكر دهيم ، ديگران به ما تذكر دادند اين بود كه خيلی ها رفته اند زمين های دولتی را تصرف كردند . در قانون برنامه برای زمين های تصرفی پيشبينيهايی شده بود .
يكباره ما ديديم يك طرح دو فوريتی آمده كه كميته سه نفرهای تشكيل شود و در قانون برنامه اين بود كه كسانی كه در محدوده روستا در حد خانه شخصی زمينی را تصرف كردهاند و الان آنجا ساكناند و چيز ديگری ندارند ، دولت به اينها سند بدهد . يك دفعه قانون عادی دو فوريتي بدون ملاحظات آيين نامه در تغيير قوانين برنامه ، آمد و گفت هر كس در محدوده روستا و بيرون روستا زمينهايی را از دولت تصرف كرده ، اين كميته سه نفره موظف است به آن سند بدهد و اگر هم منابع طبيعي و ديگران شاكی [ اند ] ، اين بايد سند را بدهد ، آنها بروند به دستگاه قضايی شكايت كنند و اگر چيزي گير آنها آمد حقشان را استيفا كنند . قانون طوری نوشته شده كه اينها می گويند عجب چيز خوبي است ! يك عده فقير و بيچاره در روستا هستند ، اما در عمل فرصت برای كسانی فراهم ميشود كه 500 هكتار ، 1000 هكتار ، نامحدود منابع طبيعي را تصرف كردهاند و دستگاههای مربوطه شاكیاند و در جريان رسيدگی است ، اما اينجا مكلف ميكند كه شما براي آن سند صادر كنيد . سند صادر نكردهايم ، نميتوانيم حقمان را بگيريم .
۰ بعضیها ميگويند قانون اساسی هم قانونی است در عداد ساير قوانين ، نه ، قانون اساسی بالاترين ميراث انقلاب اسلامی و حاصل صدها سال مجاهدت ملت ايران است . اگر مقداری عميقتر نگاه كنيم ، حاصل هزاران سال مجاهدت همه موحدان و عدالت طلبان است كه به قانون اساسی تبديل شده و اين بالاترين ميثاق يك ملت است .
ما هر كاری ميخواهيم بكنيم ، بر پايه قانون اساسی است . صيانت از قانون اساسی مأموريت همگانی است و همه ملت به خصوص دست اندركاران موظف اند كه از آن صيانت كنند ...
بعد هم برای صيانت از قانون اساسی ساز و كارهای مستحكم تدارك ببينيم . به صرف اينكه بگويند مغاير قانون اساسی نيست ، قانون اساسی باقی نخواهد ماند . قانون اساسی ما يك نظام فكری ، انديشه ای ، آرمانی ، اجتماعی ، سياسی و اقتصادی است و كشور بايد بر پايه آن شكل بگيرد نه اينكه هر چه مغاير اين نبود ، اشكال ندارد . هرچه مغاير آن نبود ، چه ميشود ؟ درست مثل يك انسان ، قانون اساسی آمده و گفته كلهاش اين قدر باشد ، جا و كاركرد چشمها ، بينی ، دهن ، دندان ، گوش و مغز و قلب و دستها و ... را معين كرده است . قانون اساسی اين است . حالا به جاي اينكه ما اين را درست كنيم ، بگوييم آنها كه مغاير نيست درست بشود . چه درست ميشود ؟ آن هيكلی كه بعداً درست ميشود ، چه شكل و شكلی دارد ؟ هيچ كس نميتواند حدس بزند . آيا نظام آرمانی انقلاب اسلامی از دل آن بيرون ميآيد ؟ نميدانيم . بعيد است .
۰ اينكه بگوييم مقام من بالاتر و من قوه فلان هستم ، قوه فلان نداريم . بعد از رهبری رئيس جمهور است ، هر كس می خواهد باشد ، بايد صيانت كند و وظيفه دارد كه از قانون اساسی صيانت كند ، تذكر بدهد ، جلوگيری كند ، در حدی كه ميتواند مراقبت كند ، مردم را در جريان بگذارد ، به مراجع مربوطه اطلاع بدهد . بعضی وقتها مشكلی پيش میآيد ، ما می نويسيم ، مقام معظم رهبری تذكر ميدهند و بعضی وقتها بايد به خودشان ( دستگاهها ) تذكر بدهيم . حالا بعضی ها از اين تفسير ناقصی ارائه كرده و گفتهاند اين يعنی رئيس جمهور در قوه مجريه مسئول قانون اساسی است . گفتيم خيلی ممنون .
مثل اينكه بقيه مسئول قانون اساسی درحوزه خودشان نيستند و فقط رئيس جمهور در قوه مجريه مسئول قانون اساسی است . اگر رئيس جمهور فقط در قوه مجريه مسئول بود ، بايستی در قانون اساسی نوشته می شد كه ديگران هم در قوه خودشان مسئولند . مثل اصل 126 كه مسئوليت امور اداری ، استخدامی ، برنامه و بودجه كشور را مستقيماً برعهده رئيس جمهور گذاشته است نه اينكه بگويند نه ، منظور قوه مجريه است ، پس بقيه چه ؟ يعني هر يك برای خودش قوانين استخدامی ، اداری ، برنامه و بودجه جداگانهای دارند ؟! ميگويند اين در ساير قواست . می گوييم چگونه ديگران می آيند و برای ما قانون ميگذارند ، دخالت نيست ؟ اينكه ديگران ناظر می فرستند و تمام اتاق های ادارات را به نام نظارت اشغال كردهاند ، دخالت نيست ؟ اينكه مينويسيد يك سد را اينجا نساز ، اينجا بساز ، دخالت نيست ؟ آقا ! شما ليسانس ادبيات داريد و در حوزه ادبيات نظارت كن ، دستت را هم ميبوسيم . حالا بازرس شدهای و می نويسی اين سد را اينجا نساز و اينجا بساز . بنده كه خودم مهندس راه و ساختمانم ، هيچ وقت نگفتهام سد را اينجا بساز و آنجا نساز . متخصصان بايد نظر بدهند . آيا اين دخالت نيست ؟
قانون اساسی يك مجموعه است . همانگونه كه شما ميتوانيد ديوان محاسبات و بازرسی بگذاريد ، رئيس جمهور هم ميتواند مقررات اداری و استخدامی شما را تنظيم كند . اين يك تقسيم كار است . حالا يك چيزی آمده كه سه قوه مستقلند و ما اين را هم قبول داريم اگر واقعاً مستقل باشند ، ما قبول داريم . مرز استقلال يعني اينكه شما ديگر در كار دولت دخالت نكنيد .
