عید غدیر بزرگترین عید مسلمانان است . روزی که در آن دین کامل و نعمت بر بشریت تمام می شود . در عین حال شاید گزافه نباشد اگر بگوییم که امروز آغاز روند از پرده برون افتادن چهره منافقین آن روزگار و البته منافقین تمام دورانها است . آنهایی که نقشه کودتای رسمی و علنی را در همان حجه الوداع طراحی کردند یعنی اصحاب صحیفه ( ابوبكر، عمر، ابوعبيده جرّاح، سالم مولي ابي حُذَيفه و معاذ بن جبل ) . آنان در حجه الوداع صحيفه اي نوشتند و پيمان بستند كه نگذارند علي(ع) پس از از دنیا رفتن پيامبر(ص) به خلافت برسد .
امروز آغاز مصیبتها و مظلومیتهای امیرالمومنین (ع) و فرزندان ایشان تا عصر حاضر است . جریان سیاه دنیا طلبی ای که علی (ع) را حتی بعد از خلافت ظاهری به جایی می رساند که خطاب به مردم می فرمایند:
« ای نامردهایی که آثار مردانگی در شما نیست و ای کسانی که عقل شما مانند عقل بچه ها و زنهای تازه به حجله رفته است . ای کاش من شما را نمی دیدم و نمی شناختم که سوگند به خدا نتیجه شناختن شما پشیمانی و غم و اندوه می باشد . خدا شما را بکشد که دل مرا بسیار چرکین کرده سینه ام را از خشم آکندید و در هر نفس ، پی در پی غم و اندوه به من خوراندید و به سبب نافرمانی و بی اعتنایی به من رای و تدبیرم را فاسد و تباه ساختید تا اینکه قریش گفتند پسر ابوطالب مرد دلیری است و لیکن علم جنگ کردن ندارد ... »
و جریان سیاهی که واقعه کربلا را می آفریند و امام عصر را بعد از هزار و اندی سال هنوز در پس پرده غیبت نگه داشته است .
و امروز آغاز حرکت عیان و بدون نقاب منافقین برای ایجاد یک انحراف بزرگ در حکومت اسلامی و مکتبی است که پیامبر آن را پایه گذاری کرد که اگر قلوب مریض و سرشار از حقد و کینه و حسادت و حب دنیا اجازه می داد ، این حکومت متکی به این مکتب الهی و نورانی با ولایت و امامت ائمه دوازده گانه به پیش می رفت و تکامل می یافت و کل بشریت در سایه این حکومت ولایی به اوج کمال و رشد و حیات طیبه و سعادت دنیوی و اخروی می رسید .
اما اکنون چه ؟ به وضعیت بشر که در نتیجه این حرکت انحرافی که با حذف امام ایجاد شد ، بنگریم . حیات طیبه و اتصال به آسمان و خدایی شدن انسان که هیچ ، میلیونها نفر هنوز گرسنه و تشنه اند ، میلیونها نفر هنوز در درگیریها و جنگهای قدرت طلبانه تلف می شوند میلیونها انسان هنوز اسیر خرافات و جهل و بت پرستی اند و از خدای یگانه دور ، میلیونها انسان ...
اللهم عجل لولیک الفرج
اما ظاهراً مسئولین ، به ویژه قوه قضاییه به این امر حیاتی توجه چندانی ندارند . با اینکه رهبری بارها و به روشنی بزرگترین جرم را هتک آبروی نظام و بی اعتماد کردن مردم به آن دانستند اما مسئولین اصلاً سراغ این مجرمین بزرگ نرفتند ، با مسببین ، طراحان و محرکین این فتنه مخملین و براندازانه ( با عناوین و رنگهای گوناگون ) برخورد نکردند و ریشه های آنرا از بن نخشکاندند و تنها به قطع سرشاخه ها اکتفا نمودند .
یکی از ابزارهای قوی و لازم برای مقابله و ریشه کنی فتنه ، شناخت و آگاهی و بصیرت است . متاسفانه در این زمینه هم کم کاری - ظاهراً عامدانه ای - صورت گرفته است . با اینکه جریان دادگاه های همان عناصر رده دو و سه این کودتا می توانست تا حدودی زوایای مختلف و پنهان این فتنه و ماهیت و اهداف واقعی آن و افکار و عملکرد و نقش بسیاری از سیاسیون و مدعیان و جریانات سیاسی را در این فتنه برای مردم روشن کند تا آنها از این پس با شناخت و تجربه بیشتری در میادین امتحان و ابتلاء و انتخاب وارد شوند ، باشد که دوباره به دام جریانهای دنیاطلب نیفتند ، اما متاسفانه همین جریان نسبتاً ضعیف آگاهی بخشی ِسیاسی هم ، با تغییر مدیریت در قوه قضاییه قطع شد و محاکمه ها در پشت درهای بسته - لابد برای حفظ آبروی کسانی که در مقابل چشم جهانیان ، آبروی نظام را ریختند!! - به انجام رسید و سرچشمه و اهداف اصلی این فتنه و مقصرین واقعی و پشت پرده آن تا حدود زیادی برای مردم پنهان ماند و این ناآگاهی و عدم شناخت ، در آزمایشها و فتنه های مشابه آینده - که شاید به وسیله همین عناصر کودتاچی که برخورد موثری با آنها انجام نشد ، صورت بپذیرد - بسیار خطرناک خواهد بود .
متاسفانه این اولین بار نیست که این بی عملی های خطرناک و جمع نکردن کل فتنه ، منجر به این شده که نظام اسلامی مبتلای به هجمه های مشابه بعدی شود . قبل از فتنه اخیر ، وقایعی چون انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی ، انفجار دفتر نخست وزیری ، کودتای ۱۸تیر خوابیده است که به علل و عوامل این وقایع هم به طور جدی رسیدگی نشد و با مسببان و محرکین اصلی آن برخورد کوبنده ای انجام نگرفت . فتنه هایی که با وجود همین داده ها و اطلاعات موجود و روشنگریهای که بعضاً می شود روشن شده که تقریباً در هسته اصلی تمامی اینها ، انگیزه ها و مجریان مشترکی وجود دارد که در صورت برخورد قاطع با آنها از همان ابتدا ، شاید فتنه های بعدی رخ نمی داد .
افسوس ! این گونه که به نظر می رسد بازهم قرار نیست این غده به طور کامل منهدم شود زیرا به سبب رشدی که در طول این سالها کرده در نقاط حساسی ریشه دوانده و نیاز به جراحی توانا و شجاع و آزاده دارد تا از اساس آن را بخشکاند . نداشتن چنین جراحی یک درد است ، اینکه خود جراح هم آلوده این عفونت شده باشد دردی بزرگتر. به هر حال دلیل اینکه این همه سال با این انگلهای خطرناک برخورد نشده جز این نمی تواند باشد.
حضار جلسه تودیع و معارفه جناب قاضی القضات از همان ابتدا بیانگر خیلی از مسائل بود.
اینم یک عکس قشنگ از یکی از سفرهای استانی رئیس جمهور

سخن نورانی معصوم « مهرورزی با مردم نیمی از خرد است »
چقدر این تعریف زیبا از عقل در مکتب خدامحوران با نگاه مسلط و متداول دنیامدارانِ بریده از آسمان ، متفاوت است . عقلی که از نگاه اینان نتیجه اش می شود ، هدف گذاری در چارچوب تنگ و تاریک دنیا و تلاش برای رسیدن به آن و وقتی خدا محور نباشد هر وسیله ای برای رسیدن به این اهداف مباح می شود و البته با حداقل هزینه مادی و معنوی ، چه اینکه وقتی محور انسان و نفس باشد ، ایثار و حق گویی حتی اگر به زیان انسان تمام شود ، دیگر مضحک و اساساً در چارچوب جهان بینی دنیوی کاملاً بی معنا و تعریف نشده است . از نگاه دنیامحوران اینها یعنی تدبیر یعنی عقلانیت ، کسب بیشترین نفع مادی با هر وسیله ای و با کمترین هزینه !
رگه های این نگاه در بسیاری از کسانی که ظاهراً دنیا مدار نیستند هم دیده می شود . مثلاً با دیدن یک شخص متمول یا قدرتمند و یا با مقام و منزلتهای کذایی دنیوی اینگونه تصور می شود که وی یک انسان با تدبیر ، با کیاست و هوشمند بوده که توانسته این مراتب را کسب کند بدون اینکه دقت شود آیا عملکرد او که چنین نتایجی را به بار آورده در جهت اطاعت و بندگی خداوند بوده یا عبودیت شیطان که در این صورت عملکردش عین بی عقلی و سفاهت خواهد بود و چرا نباشد وقتی انسانیتش را که ارزشش معادل بهشت است ، به بهای ناچیز دنیای فانی ، فروخته است .
در مسائل سیاسی که دیگر این دید حتی در میان دینمداران ( ظاهری ) ، غالب است و غوغا می کند ! ایستادگی و مقاومت در راه حق و حق گویی در مقابل جائرین و مبارزه با ظلم و باطل که عین اطاعت از اوامر الهی و درنتیجه طبق بیان امام صادق (ع) عین عقلانیت است از نظر دنیا طلبها همیشه بی تدبیری و بی عقلی خوانده شده و تزویر ، دروغ ، هم رنگی با جریان غالب ، عافیت طلبی و دشمنان خدا را ولی خود قراردادن که همگی مصداق مخالفت با دین خدا است ، عین سیاست ورزی و ذکاوت . مسلم است که برای این دنیاطلبان که اسیر هواهای نفسانی و لذات دنیوی اند و همه امور را با جهان بینی محدود و تاریک غیر الهی خود می نگرند و تحلیل می کنند ، اهداف متعالی و الهی خدامحوران و هزینه های سخت رسیدن به این اهداف که بعضاً با منفعتهای مادی هم در تعارض است و نیاز به گذشتن از جان و مال و آبرو دارد ، برای این کام جویان از دنیا ، قابل هضم و تحمل و درک نیست و آن را بی عقلی می دانند چون به چیزی فراسوی این دنیا ایمان ندارند و تمام اهداف و سعادت خود را در این سو تعریف کرده اند.
البته در ادامه امام (ع) این عقل و کیاست موهوم دنیامداران را بیشتر روشن می کنند :
آن شخص می گوید گفتم پس آنچه معاویه داشت چه بود ؟ امام (ع) فرمود : آن نیرنگ است . آن شیطنت است . آن نمایش عقل را دارد ولی عقل نیست .
* روشن است که ماهیت فتنه بعد از انتخابات با تمام تفسیرها و دلایل وقوع گوناگون و نسخه های درمانی متعدد که برای آن ارائه شده در واقع یکی از برخوردهای حادّ بین سیاستمداران دنیامحور با حقیقتمداران خدامحور بود که البته این نوع تقابلها و نبردها از ابتدای خلقت به دلیل عدم رشد و هوی پرستی انسان بوده و تا ظهور خورشید عدالت و کامل شدن عقول انسانها نیز ادامه خواهد داشت . آنچه وظیفه انسان است این است که با پرهیزکاری و تقوا و به تبع آن افزایش معرفت الهی ، حق را در این فتنه ها و نبردهای دو قطبی و همیشگی در طول تاریخ ، شناخته و سرباز مجاهد جبهه حق پرستان باشد .
* بعد از اینکه مادّیون در کارزار انتخابات و در طرد و حذف عدالت طلبان از صحنه برای نجات منافع در معرض خطرشان با وجود آن برنامه ریزیهای مفصل و طرحهای مخملین و پر دود و آتش شکست نسبی خوردند ، متوسل به حربه دیگری برای حفظ جایگاه در حال فروپاشی خود شده اند . اینها که بعد از شکست در این فتنه و رو شدن ماهیت واقعی شان برای مردم به شدت نگران آبروی از دست رفته خود و ایل و تبار و دار و دسته شان و نیز از دست دادن کرسیهای قدرت و انزوای کامل و طرد شدن خود و گفتمانشان از سوی مردم هستند ، عملیات آتشین خود را فعلاً رها کرده و با ۱۸۰ درجه چرخش و یا به عبارتی معلق ، میدان دار اتحاد و دوستی و ولایتمداری و تفاهم ملی(؟!) شده اند . انگار نه انگار که آن فتنه و آن اوضاع و آن تفرق ملی با آگاهی و همراهی و برنامه ریزی و در جایی با سکوت و یا بی بصیرتی همین سیاستمداران دنیا طلب ایجاد شد ، باشد که بتوانند با این حربه جدید و منافقانه ضمن کم رنگ کردن و یا حتی پاک کردن نقششان در این کودتا از ذهن مردم و بازسازی چهره خود نزد آنها و اعاده حیثیت ، اعتماد نسبی نظام را به خود جلب کرده تا با نجات از طرد کامل و باقی ماندن در درون سیستم ، در فرصتی مناسب دوباره برای تصاحب جایگاههای قدرت خیز بردارند .
البته توبه و بازگشت امری مقبول و پسندیده است اما باید به این دنیامداران تذکر داد اولاً مردم با وجود برخی اختلافات جزئی با هم متحد می باشند . شما معادل ملت و نماینده آنها نیستید که بودن ابدیتان در ارکان قدرت باعث حفظ وحدت یک ملت بلکه معادل وحدت ملی باشد ! و هرگاه منافعتان به خطر بیفتد و از کرسیهای قدرت دور بمانید تحت عناوینی چون به خطر افتادن ! وحدت ملی و تفاهم ملی در صدد یافتن منفذی برای ورود دوباره به عرصه قدرت و به چنگ آوردن منافع و موقعیت از دست رفته خود بر آیید . دوماً برای اینکه تا حدودی و فقط تا حدودی این دعوتهای شما به اتحاد و قانونمداری باورپذیر شود ابتدا باید از تمام فتنه انگیزیهایتان در پیشگاه امام و امت رسماً عذرخواهی کرده و خود را برای مجازات احتمالی آماده کنید ، ثانیاً انتخابات ریاست جمهوری و آرای ۲۵ میلیونی رئیس جمهور منتخب را به رسمیت بشناسید .
* اساساً اتحاد و بلکه نزدیکی بین دنیامداران و حق مداران به علت تفاوت بنیادین و ماهوی این دو جبهه ، امری غیر عقلانی و نشدنی است الا اینکه ماهیت یک از این دو عوض شود . در اصل تلاش ، باید بر روی طرد و حذف همیشگی دنیامداران از صحنه مدیریت بشر متمرکز شود نه اتحاد با آنها که این آغاز سقوط است . اوضاع کنونی دنیا نتیجه مدیریت مادی و دور از خدا است .
* البته شناخت دنیا مداران مخصوصاً در نظام اسلامی و دینی کاری دشوار است زیرا معمولاً اینها برای ماندن در صحنه و حذف نشدن به رنگ جو غالب درآمده و نگاه مادی و جهان بینی واقعی خود را با لعابی از ارزش مداری می پوشانند یا به خاطر غفلت و دنیا طلبی و یا از روی نفاق . دقیقترین راه شناخت جهان بینی افراد و درجه خدا محور بودن آنها ، قرار دادنشان در برابر آینه ولایت مداری و عدالت طلبی با هم ، به ویژه در فتنه ها و نقاط ابتلاء است . این آینه ماهیت واقعی اشخاص ، بدور از نفاقها و پرده پوشیها و اسامی دهان پر کن و در ظاهر مقدس را با درجه شفافیت بسیار بالا نشان می دهد . امتحان بسیار سختی است ولایتمداری و پایبندی به عدالت . فحول و اعاظمی به سبب وجود ناخالصیهای پنهان در زوایای وجودشان که حتی شاید خودشان هم آگاه به آن نبودند را از پای انداخته و ساقط کرده است ! به همین فتنه اخیر بنگرید .
* مراقب این آینه گرانبها باید بود . با ایمان و عمل صالح . اگر ماهیت واقعی صاحب منصبان و کارگزاران نظام از ابتدا در این آینه دیده شده بود و به موقع دنیا مدارانِ آنها حذف می شدند ، جلوی بسیاری از فتنه ها و عقب افتادگیهای نظام اسلامی گرفته می شد . اما امان از دنیا طلبی ! الان هم نباید بیش از این فرصت را از دست داد . ابتدا هم از مدعیان ارزشمداری از جمله کسانی که نام خود را اصولگرا گذاشته اند شروع شود . چهره های ناهنجار دنیامدار زیادی ، بلکه بسیار زیادی ، در این آینه خواهیم دید . باید مردم و دلسوزان عجله کنند تا چندین سال بعد اسیر فتنه ای دیگر نشویم .
بخشی از خطبه امام علی (ع) که در ادامه می آید بیانگر شرایط بسیار سخت و تلخی است که امام با مردمان هم عصر خود داشته است . اجرای قاطع عدالت و برپایی اوامر الهی توسط ولی الله الاعظم در میان کسانی که هنوز رشد معنوی لازم را نکرده بودند و در حضیض ایمان و تقوی و در نتیجه در اوج دنیا طلبی و بی بصیرتی و بی ظرفیتی و جهالت قرار داشتند ، چنین وضعیت گریه آوری را برای امام رقم می زند . امامی که یار او چاه می شود . امام علی (ع) ، اول مظلوم عالم .
« ای نامردهایی که آثار مردانگی در شما نیست و ای کسانی که عقل شما مانند عقل بچه ها و زنهای تازه به حجله رفته است . ای کاش من شما را نمی دیدم و نمی شناختم که سوگند به خدا نتیجه شناختن شما پشیمانی و غم و اندوه می باشد . خدا شما را بکشد که دل مرا بسیار چرکین کرده سینه ام را از خشم آکندید و در هر نفس ، پی در پی غم و اندوه به من خوراندید و به سبب نافرمانی و بی اعتنایی به من رای و تدبیرم را فاسد و تباه ساختید تا اینکه قریش گفتند پسر ابوطالب مرد دلیری است و لیکن علم جنگ کردن ندارد . خدا پدر شما را بیامرزد ! آیا هیچ یک از آنان ممارست و جدیت مرا در جنگ داشته و پیش قدمی و ایستادگی او بیشتر از من بوده ؟ هنوز به سن بیست سالگی نرسیده بودم که آماده جنگ گردیدم و اکنون زیاده از شصت سال از عمرم می گذرد و لیکن رای و تدبیر ندارد کسی که فرمانش نمی برند و پیروی از احکامش نمی نمایند. »
و این اسارت در هواهای نفسانی و دنیاطلبی و ضعف ایمان و یا بی ایمانی که طبیعتاً نتیجه اش ضعف و یا عدم معرفت دینی و بصیرت و به دنبالش جهالت و نادانی است ، درد مزمن اکثریت بشریت در طول تاریخ بوده . این مسئله باعث شده که انسان نه تنها هیچ وقت نتواند یا به عبارت روشنتر ظرفیت آن را پیدا نکند که به صورت تمام و کمال از نعمت الهیِ پیامبران و امامان و صلحا برای تعالی خود و برپایی یک حیات طیبه و یک جامعه الهی ایده آل استفاده کند ، بلکه وجود این انسانهای کامل و صالح را هم به سبب تضاد منافع تحمل ننموده و به نوعی آنها را از صحنه زندگی خود حذف کرده است .
این درد زمانه ما هم هست ، چنانکه می بینیم امام عصر (عج) به دلیل عدم آمادگی و رشد بشریت هنوز هم در غیبت به سر می برد . خوب است برای تقریب ذهن نیم نگاهی به جایگاه و موقعیت ولی فقیه در نظام اسلامی به عنوان یک نمونه تمرینی از حاکمیت امام معصوم اما در سطحی ضعیفتر از آن ، داشته باشیم .
و در همین ابتدا این سوال کلیدی مطرح می شود که مردم به ویژه خواص و کارگزاران تا چه اندازه فرمانبردار رهبر حکومت اسلامی بوده و در جهت عملی کردن و به سرانجام رساندن رای و تدبیر و برنامه های وی در عرصه های گوناگون اداره کشور که صلاح مُلک و ملت در آن است قدم برداشته اند ؟
آیا ایجاد یک اقتصاد بسته دولتی و غیر مردمی یا در جهت عکس ، یک اقتصاد یله و ول و نه حقیقتاً آزاد در دست مشتی دنیاطلب تازه به دوران رسیده ، مطابق تدبیر و رای رهبری انقلاب بود ؟ پایان جنگ به آن شکل چطور؟ بی توجهی به هجوم فرهنگ اباحه گر غرب و باز کردن درها برای آن چطور ؟ وادادگی در مقابل بیگانگان در سیاست خارجی چطور ؟ و در نتیجه رسوخ خزنده سکولاریسم در تاروپود ساختار حکومتی چطور؟ و این که این مدیران با این افکار توسط مردم انتخاب شده بودند .
و اکنون که رهبری بعد از سالها صاحب یک بازوی اجرایی قوی به نسبت گذشته برای پیاده سازی رای و تدبیر برحق خود شده است دیدیم که دنیا طلبان چه بر سر این بازوی اجرایی آوردند و چه فتنه ای بر پا کردند تا دوباره اوضاع را به مسیر نفسانیات خویش برگردانند و البته برای این منظور سراغ بازو و مفصل و بدن با هم آمدند . چه تهدیدهای پر دود و آتش و چه توهینهایی که به رهبری برای از میدان به در کردن عدالتخواهی و حق گویی و برقراری دوباره دنیا مداری نشد و در این فتنه و آزمون یعنی تقابل همیشگی دنیامداری و خدامحوری دیدیم که بسیاری از مدعیان اصول و حق ، که دارای ناخالصی و حب دنیا بودند و ایمان ناب به ولی و عدالت نداشتند ریزش کردند ، کسانی که برای حفظ دنیایشان یا سکوت کردند یا با بی بصیرتی - اگر نگوییم از روی نفاق - موضع خلاف خط ولی گرفتند و به کمک و حمایت جبهه حق نیامدند ، اگر کمکی به جبهه دشمن نکرده باشند .
البته هرچه این عدالت طلبی و حق مداری با قدرت متکی بر تقوای بالاتری فرصت پیاده شدن بیابد این دافعه ها و درگیریها و ریزشها هم بیشتر و بیشتر می شود ( تا آنجا که فقط ۳۱۳ نفر می مانند ! ) لذاست که وقتی رهبری امت در این مدت فرصت و امکان بیشتری برای پیاده سازی منویات حق مدارانه و عدالت طلبانه شان یافتند تقابلها هم به نسبت گذشته بسیار حادتر شد و این امر کمک کرد که منافقین ، دنیا طلبها ، خودپرستها ، عافیت طلبها که بسیاری از آنها چهره ای ظاهرالصلاح و متدین و بعضاً سینه چاک رهبری هم تا کنون از خود ساخته بودند ، رسوا شوند .
با این تک نمونه هایی که از زمان حال آورده شد روشن می شود که عدالت مداری و حق طلبی در سایه امام معصوم و بندگان صالح خدا آنچنان که در وصف زیباست در عمل هنوز هم بسیار بسیار دشوار می باشد و با موانع فراوانی روبروست.
نهایت و قله این خدا محوری و اقامه عدل مربوط به امام عصر(عج) است که می بینیم اساساً برای در امان ماندن و حفظ این آخرین حجت خدا بر زمین در غیبت به سر می برند .
باشد که با ایمان و عمل صالح و پرهیزکاری و دوری از دنیا و هواهای نفسانی و در نتیجه افزایش معرفت و دانایی و ظرفیت ، در تعجیل فرج امام زمان (عج) نقشی داشته باشیم.
